کدام کفپوش مناسب خانه‌ی شماست؟

یک طراحی داخلی موفق تنها وابسته به مبلمان و دیوار‌ها نیست، بلکه از طراحی و تدبیر کفپوش آغاز می‌شود. در اینجا نمونه‌هایی از بهترین و زیباترین کفپوش‌ها تدارک داده شده که با توجه به سبک دکور و کارکرد مورد نظرتان می‌توانید مورد استفاده قرار دهید.

کفپوش بامبو (Bamboo)

بامبو مدت هاست که در ساخت کفپوش مورد استفاده قرار می گیرد و تفاوت، تنها در رنگ و استایل آن هاست. بامبو از نظر تکنیکی جزو محکم و مقاوم ترین چوب هاست. این کفپوش را می توانید برای سطوح گسترده مورد استفاده قرار دهید.

چوب بازیافته (Reclaimed Wood)

این نوع کفپوش جلوه‌ای کلاسیک دارد، اما با تکنولوژی جدیدی عرضه می‌شود.

کاشی سایز بزرگ (Large-Format Tile)

در دنیای کاشی و سرامیک، اندازه، فرم، متریال، طرح و نقش تنوع بالایی یافته است. کاشی های بزرگ علاوه بر جلوه و ابهت بیشتر، زحمت شما را برای تمیز کردن خطوط درزی کم تر میکند. ضمنا این کاشی به نصب حرفه ای تر نیاز دارد.

چوب پنبه (Cork)

امتیاز اصلی این نوع کفپوش عایق صوتی بودن آن است. همچنین قدم برداشتن بر کفپوش چوب پنبه ای حس بسیار راحت تری در مقایسه با پارکت و سرامیک دارد.

کف پوش موکت پرز دار

امروزه در صنعت موکت سازی به لحاظ تنوع و کیفیت پیشرفت چشمگیری ایجاد شده است. ویژگی ممتاز موکت‌ها حس گرمی و لطافت آن است.

کفپوش پارکت آمریکایی

این پارکت های کلاسیک آمریکایی مجددا رواج یافته، و نسبت به بامبو و چوب پنبه، دسترسی به آن آسان تر است.

کفپوش بتنی (Concrete)

از مهم ترین امتیازات کفپوش بتنی استقامت زیاد، پایداری در برابر زلزله و جلوه منحصربفرد آن است.

سرامیک طرح چوب (Wood-Look Ceramic Tile)

بسیاری افراد برای آشپزخانه کفپوش چوبی بکار می گیرند، ولی بدلیل احتمال نشت آب از ماشین ظرفشویی، ماشین لباسشویی و یخچال و فریزر و مواردی از این قبیل چوب و پارکت های چوبی توصیه نمی‌شود اما اگر به بافت چوب علاقه مندید می توانید از سرامیک‌های طرح چوب استفاده کنید.

کاشی آجری (Terra-Cotta Tile)

این متریال کلاسیک گرما و زیبایی بخصوصی دارد و مناسب سبک روستیک است.

مرمر

مزیت اصلی این متریال زیبایی و دوام آن است. در مورد زیبایی سنگ مرمر می توان گفت که تاریخ مصرف ندارد.

باند بولینگر Bollinger Bands چیست

باند بولینگر یکی از بهترین و پر کاربرد ترین اندیکاتور های تحلیل تکنیکال می باشد که توسط جان بولینگر ساخته شد و می توان گفت که محاسبه پارامتر های آن بسیار ساده می باشد.در حقیقت با توجه به این که بازار های مالی دارای نوسان می باشد، یافتن سقف و کف قیمت برای شناسایی نقاط ورود و خروج در این حالت پیچیده و سخت می شود و این جایی است که این اندیکاتور وارد عمل می شود و به شناسایی بالا و پایین قیمت می پردازد و کار را برای استفاده کنندگان بسیار مطلوب تر می کند.

همچنین باید بگوییم که اندیکاتور باند بولینگر از ۳ خط بالایی، پایینی و میانی تشکیل شده است که یک اندیکاتور میانگین متحرک ساده به همراه دو انحراف معیار می باشد. باید اضافه کنیم که بسیاری از افراد باند بولینگر را در تایم فریم های کوتاه مدت استفاده می کنند که مفید هم می باشد اما خود آقای بولینگر توصیه کرده اند که تایم فریم روزانه ایده آل ترین زمان برای استفاده از این شاخص می باشد.

پیشنهاد می کنیم برای یادگیری بهتر این اندیکاتور و اندیکاتورهای دیگر در دوره های سایت شمع سبز شرکت نمایید:

دوره های آنلاین

کلاسهای خصوصی

اشباع خرید و فروش در اندیکاتور باند بولینگر

در استراتژی های اشباع خرید و فروش باند بولینگر اصول معامله را به این شکل شرح می دهیم :

۱-اگر قیمت از باند بالایی به بیرون برود اشباع خرید می باشد که احتمالا دوباره نزول می کند و به داخل باند بر می گردد.

۲-اگر قیمت از باند پایینی به بیرون راه پیدا کند اشباع فروش می باشد و احتمال صعود مجدد و برگشتن به وسط باند وجود دارد.

به وسیله این دو اصل به راحتی می توان از باند بولینگر استفاده نمود اما توجه به دو نکته مهم هم خالی از لطف نیست که عبارتند از :

۱-هنگام استفاده از این اندیکاتور وقتی که بازار صعودی است باید توجه داشت که نباید در جهت نزول وارد معامله شد. یعنی ابتدا باید روند را تشخیص داد و در صورت صعودی بودن آن فقط با سیگنال هایی وارد شد که قیمت به نقطه اشباع فروش رسیده باشد.

۲-هنگامی که روند نزولی است فقط باید از سیگنال هایی استفاده نمود که در جهت فروش هستند که سیگنال های اشباع خرید می باشند.

۳-در بازار های رنج احتمال موفقیت این شاخص بیشتر می باشد و در بازار هایی که روند مشخصی دارند باید ابتدا نقاط ضعف آن ها را فیلتر نمود.

سیگنال خروج از بازار به وسیله اندیکاتور باند بولینگر

سیگنال به موقع خروج از بازار به وسیله باند بولینگر به وسیله استراتژی که به استراتژی ۷۵ درصد معروف می باشد امکان پذیر است و به تشریح آن می پردازیم و عبارت است از :

۱-ابتدا روند بازار را تعیین می کنیم و آن را در ناحیه خرید یا صعود پیگیری می کنیم.

۲-هر زمانی در بازار کندلی نزولی تشکیل شد که حداقل ۷۵ درصد از آن زیر منطقه خرید باشد می توان از بازار خارج شد اما توجه به این قضیه که حتما باید کندل نزولی باشد به شدت مهم است.

استراتژی فشردگی باند های بولینگر

استراتژی فشردگی یکی از بهترین و قوی ترین استراتژی های موجود در بازار می باشد و استراتژی فشردگی باند بولینگر با اطمینان بسیار بالا مورد استفاده تریدر ها قرار می گیرد که بسیار ساده می باشد.در حقیقت هر زمانی که قیمت در یک بازه محدود فشرده شده نوسان کمی داشته باشد، بعد از آن یک حرکت بزرگ خواهد داشت.برای استفاده از این استراتژی باید ابتدا قیمت را در بین باند ها پیروی کرد و سپس هر وقت که قیمت در زمانی مشخص نوسان اندکی داشته باشد و فشرده شده باشد، آماده ورود به بازار می باشد.

در حقیقت در این مواقع باند ها بسیار فشرده شده و به یکدیگر نزدیک می شوند و زمانی که قیمت از یکی از باند های بالا یا پایین خارج گردد، حرکت بزرگ آن آغاز می شود.علاوه بر کل مطالب بالا باید این را هم بگوییم که در انتهای روند صعودی قیمت از باند بالایی فاصله می گیرد و به سمت بالا می رود و کم کم ثابت می گردد که نشان دهنده انتهای روند صعودی می باشد و در انتهای روند نزولی قیمت از باند پایینی دور شده و به بیرون می رود و سپس به ثبات می رسد که بیان کننده انتهای روند نزولی می باشد.

میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) چیست

میانگین متحرک ساده یا به اختصار SMA یکی از انواع میانگین های متحرک به حساب می آید که در تحلیل تکنیکال بورس مورد استفاده قرار می گیرد که یک محدوده انتخاب شده از قیمت ها را که معمولا بسته شده می باشد، با توجه به تعداد دوره های موجود در آن محاسبه می نماید.علاوه بر این از این اندیکاتور می توان برای معکوس کردن روند صعودی و نزولی بازار استفاده نمود و همچنین آن را به عنوان یک میانگین متحرک نمایی تقویت شده که نسبت به محدوده اخیر قیمت بیشتری دارد در نظر گرفت.در ضمن از این اندیکاتور به خوبی می توان در تحلیل رمز ارزها استفاده نمود.

نحوه محاسبه میانگین متحرک ساده

می توان گفت که میانگین متحرک ساده یک میانگین متحرک حسابی است که با در نظر گرفتن قیمت های اخیر و سپس تقسیم این رقم بر تعداد دوره های زمانی به محاسبه می پردازد.البته باید دانست که انتخاب نوع قیمت بر عهده افراد می باشد و می توان بر اساس استراتژی معاملاتی مورد نظر از قیمت های باز، بسته، پایانی و حتی بالاترین و پایین ترین قیمت استفاده نمود.

به عنوان مثال، می توان قیمت بسته شدن اوراق بهادار را برای تعدادی از دوره های زمانی در نظر گرفت و سپس این مقدار را به همان تعداد دوره تقسیم کرد. میانگین های کوتاه مدت به سرعت به تغییرات قیمت اوراق بهادار اصلی پاسخ می دهند ، در حالی که میانگین های بلند مدت واکنش کمتری دارند.

برخی از ویژگی های SMA

می توان گفت که میانگین متحرک ساده قابل تغییر و تنظیم است زیرا می تواند برای تعداد دوره های زمانی مختلف محاسبه شود که در بالاتر به تشریح آن پرداختیم.همچنین این اندیکاتور نوسانات را از بین می برد و مشاهده روند قیمت اوراق بهادار را آسان می کند و اگر به سمت بالا باشد، این بدان معنی است که قیمت اوراق بهادار در حال افزایش است و اگر به سمت پایین باشد، این مفهوم را دارد که قیمت اوراق بهادار در حال کاهش می باشد.علاوه بر این هر چه مدت زمان میانگین متحرک بیشتر باشد، میانگین متحرک ساده هموارتر است و باید گفت میانگین متحرک کوتاه مدت نوسان بیشتری دارد ولی اطلاعات آن به منبع نزدیک تر می باشد.این مورد را هم اضافه می کنیم که ساده ترین استفاده از این شاخص برای تشخیص سریع امنیت در روند صعودی یا نزولی می باشد‌.

همچنین یکی دیگر از کاربردهای مشهور آن البته کمی پیچیده تر، مقایسه یک جفت میانگین متحرک ساده با هر یک از بازه های زمانی مختلف است که اگر میانگین متحرک ساده کوتاه مدت بالاتر از میانگین بلند مدت باشد، روند صعودی انتظار می رود و از طرف دیگر، اگر میانگین بلند مدت بالاتر از متوسط ​​کوتاه مدت باشد، ممکن است روند نزولی نتیجه پیش بینی شده باشد.اما با وجود تمام ویژگی ها و مزایای این اندیکاتور نقد هایی هم به آن وارد می شود که مهم ترین آن ها تفاوت قائل نشدن بین قیمت های گذشته و قیمت های اخیر است که به عنوان مثال اگر میانگین متحرک ساده ۱۰۰ روز اخیر را حساب کنیم هیچ فرقی بین قیمت روز اول و روز صدم وجود ندارد.

الگو های معاملاتی میانگین متحرک ساده

دو الگوی معاملاتی معروف که از SMA استفاده می کنند صلیب مرگ و صلیب طلایی می باشند که صلیب مرگ هنگامی رخ می دهد که میانگین متحرک ساده پنجاه روزه از نوع دویست روزه آن عبور کند که این یک سیگنال نزولی در نظر گرفته می شود و ضررهای بیشتری را در خود ذخیره می کند.همچنین صلیب طلایی زمانی اتفاق می افتد که یک میانگین متحرک ساده کوتاه مدت بالاتر ازهم نوع بلند مدت خود شکسته شود که این می تواند نشان دهنده سودهای بیشتر باشد.

مقایسه میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک نمایی

تفاوت اصلی بین میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک نمایی سرعت آن ها می باشد که نوع نمایی سریعتر حرکت می کند و مسیر خود را زودتر تغییر می دهد که این امر سبب می شود نسبت به رفتار قیمت هم سریع تر واکنش نشان دهد و توجه بیشتری داشته باشد.اما در نهایت به سختی می توان بین این دو یکی را انتخاب کرد زیرا مزایای میانگین نمایی می تواند معایب آن هم باشد چون درست است که سریعتر تشخیص می دهد اما همین مورد می تواند آن را آسیب پذیر تر کند و اعلام نشانه های اشتباه از آن بیشتر می باشد.

از طرف دیگر میانگین ساده آهسته تر حرکت می کند اما سبب می شود که افراد به اشتباه خارج نشوند ولی در مقابل این حرکت آهسته به این معناست که این شاخص توانایی تشخیص سیگنال ورود دیرتری هم در بازار دارد و در حالت کلی خطای کمتری دارد و برای زمان های پر نوسان بازار مناسب تر می باشد.اما در نهایت برای انتخاب بین این دو اندیکاتور نکته مهم این است که تریدر با نمودار کدامیک راحتتر می باشد و روش معامله گری او با کدام هماهنگی بیشتری دارد.

میانگین متحرک وزنی WMA

میانگین متحرک وزنی یا WMA یکی دیگر از اندیکاتورهای میانگین متحرک می باشد که از آن در تحلیل تکنیکال استفاده می شود و نسبت به داده های اخیر وزن دهی بیشتری دارد و به نقاط داده های گذشته وزن کمتری اختصاص می دهد.همچنین معامله کنندگان از این اندیکاتور برای تولید سیگنال استفاده می کنند که هنگامی که قیمت به سمت بالاتر ازWMA حرکت می کند سیگنال می تواند نشانه ای برای خروج از معامله باشد‌ و زمانی که به پایین تر از میانگین متحرک وزنی افت کند، می تواند نشان دهنده زمان مناسب برای ورود به معامله باشد.این مورد را هم باید اضافه کنیم که WMA برای تعیین جهت روند دقیق تر از میانگین متحرک ساده می باشد و برای همه اعداد موجود در مجموعه داده ها وزن های یکسانی تعیین می کند.

نحوه محاسبه میانگین متحرک وزنی

همانطور که گفته شد میانگین متحرک وزنی، به نقاط داده اخیر وزن بیشتری اختصاص می دهد، در حالی که برای نقاط داده گذشته، وزن کمتری قائل می شود و با میانگین متحرک ساده که به همه اعداد وزن برابری را اختصاص می دهد متفاوت می باشد.همچنین زمانی از آن استفاده می شود که ارقام موجود در مجموعه داده ها نسبت به یکدیگر دارای وزن های مختلفی باشند و مجموع وزن ها باید برابر با یک یا صد درصد باشد.در اصل قدم اول برای محاسبه، ایجاد لیستی از اعدادی می باشد که معامله کننده می خواهد از آن ها میانگین وزنی بگیرید و در مرحله بعد باید به تمامی این اعداد وزن داد.در ادامه کار و قدم سوم باید هر عدد را در ضریب وزن خود که به آن داده شده است ضرب کرد و در مرحله آخر تمام مقادیر بدست آمده را با یکدیگر جمع نمود.

نحوه کار WMA

اندیکاتور میانگین متحرک وزنی به صورت مستقیم در نمودار قیمت مشخص می شود و اگر در حال حرکت به سمت پایین قیمت باشد نشان دهنده روند صعودی می باشد و اگر به سمت بالای قیمت حرکت کند بیانگر روند نزولی می باشد.همچنین از این اندیکاتور معامله گران برای شناسایی سطوح خاص قیمت در صورت وقوع تغییر روند بالقوه استفاده می کنند و بر این اساس، یک WMA در حال افزایش می تواند به عنوان پشتیبانی از اقدام قیمت تلقی شود، در حالی که یک خط نزولی ممکن است به عنوان سطح مقاومت قیمت عمل کند.علاوه بر موارد بالا یکی از راه های شناسایی سیگنال های خرید و فروش احتمالی، بررسی نقاط تلاقی قیمت است که به عنوان مثال اگر قیمت از خط میانگین متحرک وزنی عبور کند، می تواند فرصت بالقوه خرید را نشان دهد.

در اصل از آنجا که این اندیکاتور می تواند به عنوان یک حمایت یا مقاومت عمل کند، هنگامی که به عنوان مقاومت عمل می کند، می توان عملیات فروش را انجام داد و زمانی که این شاخص به عنوان حمایت فعالیت می کند، معامله گران می توانند اقدام به خرید کنند.همچنین یک استراتژی دیگر که می تواند توسط معامله گران استفاده شود، ترکیب میانگین متحرک نمایی و WMA با دوره های کوتاه تر و طولانی تر به همراه یک شاخص حرکت می باشد.

در چنین تنظیماتی، معامله گران با مشاهده مناطق تشکیل شده توسط میانگین های متحرک و نحوه تلاقی آنها همراه با سیگنال های ارائه شده توسط شاخص حرکت، به دنبال موقعیت های احتمالی ورود و خروج هستند.علاوه بر این معامله گران حرفه ای تر ممکن است با ترکیب شاخص میانگین وزنی با سایر ابزارها، استراتژی های معاملات را توسعه دهند، اما این استراتژی ها برای مبتدیان که فاقد تجربه هستند ممکن است کمی پیچیده باشد.

برگرفته از سایت شمع سبز

میانگین متحرک نمایی(EMA) در تحلیل تکنیکال

میانگین متحرک نمایی که آن را به اختصار EMA می نویسند ابزاری مناسب برای نرم افزار تحلیل تکنیکال می باشد که قیمت ها را با گذشت زمان دنبال می کند و می توان گفت که نوعی میانگین متحرک وزنی می باشد که به داده های قیمت اخیر اهمیت بیشتری می دهد.از طرفی دیگر به وسیله این اندیکاتور همانند میانگین متحرک ساده می توان برای بررسی روند قیمت در طول زمان که می توانند خاص هم باشند استفاده کرد.همچنین میانگین متحرک نمایی با دادن وزن بیشتر به جدیدترین داده های قیمت که مرتبط تر از داده های قدیمی تر می باشد طراحی شده است و از آنجا که داده های جدید وزن بیشتری دارند، این شاخص نسبت به میانگین متحرک ساده سریع تر به تغییرات قیمت پاسخ می دهد.

لازم به ذکر است در محاسبه این شاخص وزنی که به جدیدترین قیمت داده می شود برای EMA کوتاه مدت بیشتر از EMA دوره طولانی تر می باشد.علاوه بر این باید بگوییم که تغییرات کمی از میانگین متحرک نمایی وجود دارد که به جای استفاده از قیمت پایانی، با استفاده از قیمت باز، بالا، پایین یا متوسط ​​به محاسبه شود.

چگونگی استفاده از میانگین متحرک نمایی

در هنگام استفاده از میانگین متحرک نمایی معامله گران گاهی اوقات روبان های متحرک را تماشا می کنند که تعداد زیادی از میانگین متحرک را به جای فقط یک میانگین متحرک، روی نمودار قیمت ترسیم می کنند.این نوارها گر چه به نظر می رسد از نظر تعداد، زیاد هستند و به هم پیچیده شده باشند، اما در نمودار به راحتی مشاهده می شوند و یک روش ساده برای تجسم رابطه پویا بین روندها در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را ارائه می دهند.باید گفت که معامله گران برای شناسایی نقاط چرخش، ادامه کار، شرایط خرید بیش از حد، فروش بیش از حد، تعیین مناطق پشتیبانی و مقاومت و اندازه گیری نقاط قوت روند قیمت، به میانگین ها و روبان های متحرک اعتماد می کنند.

به طور کلی با ترسیم شکل سه بعدی مشخص آنها که به نظر می رسد در نمودار قیمت جریان دارد، نوارهای متحرک متوسط ​​به راحتی قابل تفسیر هستند و هر زمان که میانگین خطوط متحرک در یک نقطه جمع شوند، این شاخص ها سیگنال های خرید و فروش را صادر می کنند.بر اساس استراتژی های سرمایه گذاری تعداد و نوع ترجیحی میانگین متحرک می تواند به طور قابل توجهی بین معامله گران متفاوت باشد اما این قضیه تقریبا ثابت شده است که میانگین های متحرک نمایی از محبوبیت بیشتری برخوردار هستند زیرا به قیمت های اخیر اهمیت بیشتری می دهند.باید این نکته مهم را اضافه کنیم که در میانگین متحرک نمایی، معمولا برای دیدگاه کوتاه مدت از ۱۲ و ۲۶ روز استفاده می شود و برای بلند مدت از ۵۰ و ۲۰۰ روز بهره گرفته می شود.

کاربرد های EMA

میانگین متحرک نمایی تا حد مطلوبی برای کاهش تأثیر منفی تأخیرها عمل می کند زیرا از آنجا که در محاسبه این شاخص وزن بیشتری را بر روی آخرین داده ها قرار می گیرد، عملکرد قیمت را قوی تر زیر نظر دارد و سریع تر واکنش نشان می دهد.البته این امر زمانی مطلوب است که از این اندیکاتور برای دریافت سیگنال ورود استفاده شود.

علاوه بر مطلب فوق تریدرها در مواردی که میانگین های کوتاه مدت متحرک از میانگین های متحرک بلند مدت از پایین عبور می کنند، به دنبال خرید هستند و وقتی میانگین های کوتاه تر از بالا عبور می کنند به دنبال فروش هستند.در ضمن میانگین متحرک نمایی برای بازارهای پرطرفدار بسیار بهتر است زیرا هنگامی که بازار در یک روند صعودی قوی و پایدار قرار دارد، این شاخص نیز یک روند صعودی را نشان می دهد و زمانی که بازار در روندی ضعیف و نزولی است، شاخص روند را نزولی بیان می کند.

شاخص کانال کالا (CCI) چیست

شاخص کانال کالا که به اختصار CCI نام دارد یکی از اندیکاتور های نوسانگر برای کتاب تحلیل تکنیکال می باشد که توسط دونالد لمبرت ایجاد گردید و برای شناسایی وضعیت اشباع خرید و فروش به کار می رود.در اصل این شاخص نوسان گر خطی می باشد که بسیار شبیه به شاخص قدرت نسبی عمل می کند اما ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد و زمانی اهمیت خود را نشان می دهد که سطح کنونی قیمت اختلاف زیادی با میانگین متحرک داشته باشد.همچنین حرکت شاخص کانال کالا از سطحی به سطح دیگر در دوره زمانی کوچک سریع می باشد اما در دوره بزرگتر در اطراف صفر به آرامی نوسان می کند.

در حقیقت بهترین روش استفاده از این اندیکاتور به عنوان فیلتر می باشد و سیگنال اصلی که این شاخص ارسال می کند بیان کننده وضعیت خرید و فروش است.گفتنی است اندیکاتور شاخص کانال کالا بین دو سطح مثبت صد و منفی صد نوسان می کند که می تواند برای نمایش قدرت روند فراتر هم برود که به طور مثال می توان گفت حتی تا منفی دویست یا منفی سیصد هم می تواند خود را برساند.یعنی اگر اندیکاتور از عدد مثبت صد عبور کند و برگردد و بر خلاف جهت قبل مجددا مثبت صد را قطع کند به معنای سیگنال فروش می باشد و اگر از منفی صد بگذرد و دوباره برگردد و بر خلاف جهت قبلی خود عدد منفی صد را بگذراند بیان گر سیگنال خرید خواهد بود.

به عبارت دیگر اگر جهت حرکت قیمت به سمت بالا باشد و روند اندیکاتور شاخص کانال کالا به سمت پایین باشد سیگنالی برای فروش است که دقیقا بر عکس این اتفاق سیگنال خرید می باشد.البته که مثل همیشه توصیه می کنیم برای جلوگیری از ارسال سیگنال غلط و تحلیل دقیقتر از چند اندیکاتور و ابزار متنوع استفاده گردد.

مزایا و معایب اندیکاتور شاخص کانال کالا

اندیکاتور شاخص کانال کالا برای شناسایی موقعیت های ورود به بازار، به خصوص اگر به همراه سایر اندیکاتور ها استفاده گردد بسیار مناسب می باشد اما برای خروج از بازار مورد نظر بهتر است که از سایر اندیکاتور ها استفاده گردد.در واقع زمانی که روندی قدرتمند وجود دارد، این اندیکاتور خیلی سریع از وضعیت اشباع فروش به اشباع خرید و بر عکس تبدیل می گردد که اگر این قضیه به عنوان سیگنال بازگشتی در نظر گرفته شود،مقدار زیادی از سود از بین می رود.

در نتیجه می توان گفت به صورت کلی استفاده از اندیکاتور شاخص کانال کالا به تنهایی برای خرید و فروش مناسب نمی باشد زیرا در حقیقت این شاخص، فیلتری برای جلوگیری از ارسال سیگنال های غلط توسط سایر اندیکاتور ها می باشد.

برگرفته از سایت شمع سبز

شاخص گردش پول چیست

شاخص گردش پول یا MFI یک اندیکاتور نوسانگر برای آموزش تحلیل تکنیکال می باشد که ورودی و خروجی پول یک دارایی در یک دوره زمانی مشخص را اندازه گیری می کند و برای تحلیل فشار خرید و فروش در یک بازار مشخص که توسط معامله کنندگان انجام می شود، بر حجم معاملات و قیمت تمرکز می نماید.در حقیقت به این دلیل که حجم معاملات به تنهایی نمی تواند معیار مناسبی برای حرکات قیمت باشد، این اندیکاتور خود حرکات قیمت را زیر نظر می گیرد تا حرکت های زیاد بالا و پایین که بیان کننده وضعیت بازار می باشد را تایید کند.

چگونگی کار MFI

شاخص گردش پول بین اعداد صفر تا صد به نوسان می پردازد تا سیگنال های مربوط به اشباع فروش و اشباع خرید را ارسال نماید که اگر پایین عدد بیست باشد نشان دهنده اشباع فروش است و اگر بالای هشتاد قرار گیرد بیان کننده وضعیت خرید می باشد.علاوه بر این باید به این نکته توجه داشت که هنگامی که شاخص گردش پول و قیمت دارایی سیگنال های ناقص ارسال می کنند حالت واگرایی بوجود آمده است.

به عنوان مثال زمانی که قیمت کف جدیدی را بزند و MFI این حرکت را انجام ندهد واگرایی صعودی می باشد و فشار خرید بوجود می آید و هنگامی که قیمت سقف جدید بزند و این اندیکاتور به آن وضعیت نرسد، واگرایی نزولی است و فشار فروش ایجاد خواهد شد.

این مورد را هم اضافه می کنیم که همیشه به حرکت بازگشتی ختم نمی شود و اندیکاتور مذکور ممکن است سیگنال اشتباه ارسال کند و زمانی این اتفاق می افتد که اندیکاتور فرصت مناسبی را بیان می کند اما بازار با قدرت مطلوب حرکت نمی کند و اگر در چنین حالتی معامله کننده نتواند استراتژی مناسب داشته باشد طبیعتا ضرر خواهد کرد.

کاربردهای شاخص گردش پول و مقایسه آن با شاخص قدرت نسبی

شاخص گردش پول می تواند در شناسایی حرکت های بازگشتی بازار هنگامی که سیگنال اشباع فروش و خرید ارسال شده است کاربرد زیادی داشته باشد و همچنین می تواند بیان کننده مناسبی برای احساسات بازار در رابطه با دارایی باشد.این اندیکاتور همانند سایر هم نوعان خود که مبتنی بر حجم می باشند، پیشرو می باشند و در حقیقت دنباله رو نیستند که می توان برای پیش بینی حرکات بازار استفاده شوند اما کاملا دقیق نمی باشند و بهتر است به همراه سایر ابزار تحلیل و اندیکاتور های موجود استفاده شوند.

همچنین شاخص گردش پول و شاخص قدرت نسبی هر دو سیگنال های اشباع خرید و فروش ارسال می کنند که قاعدتا می توانند کمک بسیاری به ترید بکند اما تفاوت این دو در این است که شاخص قدرت نسبی حاوی حجم معاملات و اطلاعات نمی باشد که باعث شده است شاخص گردش پول همان قدرت نسبی معرفی شود که شامل حجم می باشد.همچنین بعضی ها بر این باورند که شاخص گردش پول سریع تر از شاخص قدرت نسبی سیگنال ارسال می کند زیرا اندیکاتور پیشرو می باشد اما در نهایت نمی توان گفت که کدام یک برتر می باشد و همین امر سبب شده است که اکثر معامله کنندگان از هر دو آن ها استفاده کنند تا نتیجه دقیق تری را به دست آورند.

برگرفته از سایت شمع سبز

توکن ERC-20 چیست

بهتر است برای مقدمه و یادآوری بگوییم که توکن یک نوع ارز دیجیتال می باشد که بر روی سایر ارزهای دیجیتال کار می کند و بر خلاف کوین نیاز به بلاک چین اختصاصی ندارد.توکن ERC-20 توکنی می باشد که به صورت اختصاصی برای اتریوم ایجاد گردیده است و فقط بر روی این شبکه فعالیت می کند و لیستی شامل استاندارد ها را دنبال می کنند تا بتوانند آن ها را تسهیم نمایند و با سایر توکن ها مبادله کنند و یا به کیف پول های کریپوتی انتقال دهند.

اتریوم این استاندارد ها را با نه قانون وضع کرده است که شش قانون اجباری می باشد که عبارتند از :

۱-تامین کل / ۲-تراز نامه / ۳-انتقال / ۴-انتقال از / ۵-تایید / ۶-کمک هزینه

و سه قانون اختیاری که شامل موارد زیر می باشد :

۱-نام توکن / ۲-نماد / ۳-تعداد ارقام اعشاری تا هجده رقم

همچنین بهتر است این را هم اضافه کنیم که کلمه ERC به معنای طرحی برای درخواست توسعه اتریوم می باشد و عدد ۲۰ هم نشان دهنده شماره پروپوزال مربوطه است.گفتنی است اپلیکیشن های غیر متمرکز یا DAPP ها هم با توجه به هدف خود می توانند توکن ارز دیجیتال ERC-20 را تولید نمایند که به عنوان یک سهام یا یک ارز در یک شرکت و یا سند اثبات مالکیت یک ارزش مانند سند خانه فعالیت می کند.

ارتباط بین توکن ERC-20 و قرارداد های هوشمند

از قراردادهای هوشمند در تولید توکن ERC-20 استفاده می شود که سبب تسهیل تراکنش ها و ثبت تراز نامه های توکن ها در یک حساب می شود.در حقیقت زمانی که قرارداد هوشمند یک توکن را بسازد اهمیت توکن ای آر سی بیست معلوم می شود زیرا یک زبان جهانی می باشد و تمام توکن های اتریوم از آن استفاده می کنند و توکن ERC-20 توانایی مبادله یک توکن با توکن دیگر را ایجاد می نماید.

نکاتی در رابطه با توکن ERC-20

روشی وجود دارد که TOTALSUPPLY نام دارد و تعداد کل ارز دیجیتال ERC-20 ایجاد شده را معلوم می نماید.تابع TRANSFER یا انتقال این امکان را می دهد که تعداد مشخصی توکن از TOTALSUPPLY به حساب کاربر منتقل بشود.زمانی که تابع BALANCEOF در این توکن عمل می کند، تعداد توکن هایی را که یک آدرس در حساب خود دارد را تحویل می دهد.تابع TRANSFERFROM تابعی است که به کاربر این امکان را می دهد که توکن ها را به کاربر دیگر منتقل نماید.

گفتنی است هیچ راهی برای ساخت توکن تقلبی وجود ندارد زیرا تابع APPROVE تراکنشی که با جمع کل توکن ها تطابق نداشته باشد را بررسی می کند و این اطمینان را می دهد که توکن ای آر سی بیست اضافه وجود ندارد.همچنین به هیچ عنوان نمی توان ادعا کرد که توکن های بیشتری نسبت به تعداد واقعی وجود دارد زیرا قبل از این که هر تراکنشی انجام شود تابع ALLOWANCE تراز نامه حساب کاربر را بررسی می نماید و اگر تعداد توکن های کافی موجود نباشد آن را لغو می کند.

مزایا و معایب توکن ای آر سی ۲۰

در اصل توکن ERC-20 ساخت توکن های جدید و حتی با اطمینان می توان گفت تمام امور را ساده تر می کند زیرا در گذشته کیف پول دیجیتال چیست ها و صرافی ها باید پلتفرم های خود را بر اساس کد یک توکن بوجود می آوردند اما به وسیله استاندارد جهانی می توان توکن های جدیدی را در یک صرافی ذخیره کرد و یا به شکل اتوماتیک به کیف پول مورد نظر منتقل کرد.اما طبیعتا این نوع توکن هم بدون مشکل نیست و مسائلی وجود دارند که استاندارد های این توکن به آن ها توجهی ندارد مانند این که در بعضی از مواقع توکن ها هنگامی که به عنوان پرداختی قرارداد هوشمند جایگزین استفاده از اتر می شوند مشکل دارند و خراب می گردند و برآورد ها نشان می دهند که رقم سه میلیون دلار به خاطر این اتفاق از بین رفته است.به همین دلیل اتریوم برای بر طرف کردن این مشکل بر روی یک توکن استاندارد جدید به نام ERC-23 کار می کند.

همچنین در سال ۲۰۱۸ میلادی برخی از صرافی ها سپرده گذاری ها و برداشت های توکن اتریوم را به دلیل باگ سرریزی به تعویق انداختند که این اتفاق مشکل سرریز صحیح کلاسیک نامیده شده است و به حمله کننده این امکان را می دهد که تعداد زیادی توکن به دست آورد و متاسفانه هیچ راه حل امنیتی وجود ندارد که از این آسیب ها جلوگیری نماید.

سختی استخراج بیت کوین چیست

سختی استخراج بیت کوین در حقیقت الگویی است که دشواری پیدا کردن یک بلاک جدید در بلاک چین بیت کوین را می سنجد و همانطور که می دانیم زمان ایجاد هر بلاک جدید حدود ۱۰ دقیقه می باشد و مثلا ایجاد ۲۰۱۶ بلاک به حدود دو هفته زمان نیاز دارد.در اصل نحوه کار خود بیت کوین برای تنظیم هر بلاک را ساده کرده است و اگر یافتن ۲۰۱۶ بلاک قبلی، کم تر یا بیش تر از دو هفته زمان ببرد سختی استخراج متناسب با مقدار تفاضل زمانی دو هفته، کاهش یا افزایش پیدا می کند.در حقیقت این سختی را باید به تعادل رساند زیرا تفاوت هایی در رابطه با میزان توان محاسباتی یا به عبارت دیگر تمام هش ریتی که در شبکه بیت کوین موجود است به چشم می آید.

همچنین به هر میزانی که تعداد بیشتری استخراج کننده وجود داشته باشد کل هش ریت بزرگ تر می شود و در نتیجه سختی استخراج هم افزایش می یابد.گفتنی است از زمان معرفی شبکه بیت کوین تا الان، سختـی استخراج آن کاملا با قیمت خود ارتباط داشته است.به عبارت دیگر تعداد استخراج کنندگان یا همان هش ریت شبکه تا پایان سال ۲۰۱۷ میلادی نیز با قیمت بیت کوین مرتبط بوده است و اگر قیمت بیت کوین افزایش می یافت، هش ریت هم به این دلیل که افرادی جدیدا به استخراج روی آورده بودند، بالا می رفت و اگر قیمت افزایش پیدا نمی کرد در اغلب اوقات سختی ثابت می ماند.

سختی استخراج بیت کوین در سال ۲۰۱۸ میلادی

در سال ۲۰۱۸ میلادی اتفاقات عجیبی در حوزه رمز ارز ها به وجود آمد و با وجود این که قیمت بیت کوین به شکل چشم گیری کاهش پیدا کرد اما سختی استخراج کماکان با نرخ هشتاد درصد رو به افزایش بود.در حقیقت هش ریت تا ۳/۵ برابر رشد کرد و قیمت بیت کوین تا هشتاد درصد کاهش پیدا کرد که این قضیه بد ترین اتفاق در تاریخ استخراج بیت کوین می باشد اما اصلاحاتی که انجام شد تا اندازه ای سودآوری استخراج را بهتر کرد اما تنزل قیمت سبب کاهش انگیزه و تمایل استخراج کنندگان گردید.گفتنی است معیاری به نام قدرت سختی تشریح شده است که از تقسیم نرخ سختی استخراج بر قیمت بیت کوین به دست می آید که نمودار آن رابطه بین قیمت و سختی را نشان می دهد که تقریبا در کل تاریخ بیت کوین زیر ۰/۵ بوده است.

بسیاری از افراد بر این عقیده هستند که دلیل افزایش بیش از حد هش ریت در سال ۲۰۱۸ این می باشد که بسیاری از شرکت ها و افراد به آینده بیت کوین باور داشتند.در نهایت می توان گفت در یک شرایط منفی که قیمت بیت کوین کاهش می یابد، بسیاری از استخراج کنندگان تصمیم می گیرند که از شبکه خارج شوند اما سختی استخراج به طور اتوماتیک تعدیل می شود و راه را برای استخراج کنندگان کوچک تر هموار می سازد تا همه افراد بتوانند به استخراج بیت کوین بپردازند.

فورک چیست

از نظر برنامه نویسی فورک Fork به صورت پردازش تغییرات در کد های مختص لیست ارز های دیجیتال می باشد که این کد ها علاوه بر دارا بودن تغییرات اساسی، تقریبا شبیه به کد های اصلی می باشند که در این صورت هر دو کد ها می توانند به شکل همزمان بر قرار باشند و عمل کنند.در حقیقت می توان گفت فورک ها برای آزمودن پردازش خاص به کار می روند اما در حوزه ارز های دیجیتال از آن ها برای تغییرات مهم و اساسی و یا ایجاد نوع جدیدی از یک ارز با ساختاری تقریبا مانند خود آن استفاده می گردد.

البته لازم به ذکر است که برخی از فورک ها به صورت اتفاقی و به دلیل ضعف ارتباطی موجود بین نود ها در زمان ارسال اطلاعات سایت بلاک چین تشکیل شوند و انگیزه قبلی نداشته باشند.بعضی از مواقع این نوع از فورک ها مقبول واقع می شوند اما اکثر فورک های ارز های دیجیتال به دلیل بعضی از اختلاف نظر های ایجاد شده مربوط به آن ارز بوجود می آیند.در اصل ارز هایی که دچار فورک می شوند با نمونه قبلی خود تاریخچه بلاک چین مشترکی دارند به این شکل که رکورد های مربوط به تراکنش های شکل گرفته قبل در هر زنجیره ای، قبل از فورک، مانند هم می باشند.

هارد فورک Hard Fork

هارد فورک در حقیقت تغییر در دستورالعمل ارز دیجیتال می باشد به شکلی که ورژن های قبلی به هیچ عنوان مقبول نمی باشند که در این شرایط اگر آن ها به کار خود ادامه دهند با یک دستورالعمل و داده هایی متفاوت با نمونه جدید به فعالیت خود ادامه می دهند که این وضعیت ممکن است سبب آشفتگی در شبکه و بروز خطاهای احتمالی منجر شود.

در اصل با به وجود آمدن هارد فورک بی نظمی در داخل شبکه اتفاق می افتد اما در کنار آن ممکن است ریسک استفاده دوباره دارایی دیجیتال شکل بگیرد که تنها راه جلوگیری از آن این است که یکی از نمومه ها به نفع دیگری کنار بکشد که سبب ضرر هایی برای ماینر ها می شود.راه حل موجود دیگر این می باشد که تمام نود های شبکه در زمان یکسان به نمونه جدید تغییر پیدا کنند که در پی این اتفاق احتمال دستیابی به یک سیستم توزیع شده و نامتمرکز بسیار سخت می باشد.

سافت فـورک Soft Fork

سافت فورک بر خلاف هارد فورک همیشه می تواند در کنار نمونه های قبلی خود به کار خود بپردازد مثلا اگر یک تغییر در دستورالعمل اتفاق افتد که باعث سخت تر شدن قوانین مربوط به آن شود، این اتفاق فقط از طریق ایجاد تغییراتی در ظاهر و استفاده از تابع هایی که به ساختار اصلی آسیب نرسانند انجام می شود که در نهایت یک سافت فورک بلاک های نمونه جدید به وسیله نود های نمومه قبلی مقبول می شود که همچنان نود های نمونه جدید، بلاک های نمونه قدیمی را رد می کنند.

گفتنی است که سافت فورک مشکل مصرف دوباره دارایی های دیجیتال را ندارد زیرا سرمایه گذاران و استفاده کنندگانی که از نود های نمونه قدیمی استفاده می کنند توانایی خواندن بلاک های هر دو نمونه را دارند که این امر سبب می شود که مصرف قبلی آن دارایی را متوجه شوند.

برگرفته از سایت شمع سبز